اگر می توانی مرا به طرفی بچرخان که خداوند در آن جا نباشد

خرید بک لینک
عارفی در زیر درختی در حال استراحت بود، مردی از آنجا رد می شد، وقتی عارف را در حال استراحت دید، به سوی او رفت وفریادی بر سرش کشید وگفت : تو دیگر چه جور کافری هستی؟
عارف گفت: چرا دشنام ونسبت ناروا به من می دهی، مگر من جز استراحت چه می کنم و چه خطایی از من سرزده که چنین بامن برخورد می نمایی؟!
مرد گفت: تو با گستاخی تمام پاهایت را به سمت مکه وقبله و خانه خدا دراز کرده ای و به همین دلیل داری به خداوند توهین می نمایی...!
مرد دانشمند نفس راحتی کشیده و مجددا زیردرخت دراز کشید وآرام گفت:
«دوست من لطفا اگر می توانی ، مرا به طرفی بچرخان که خداوند در آن جا نباشد.

کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: اگر می توانی بمانی بمان,اگر می توانی بمان محمود کریمی,اگر می توانی بمانی بمان کریمی,اگر می توانی من را بگیر,اگر می توانی بمان,مداحی اگر می توانی بمانی بمان,شعر اگر می توانی بمانی بمان,ای اذان گو اگر می توانی, نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: شنبه 13 شهريور 1395 ساعت: 19:08

صفحه بندی