داستان ضرب المثل بشنو و باور مكن

خرید بک لینک

در زمانهای دور، مرد خسيسی زندگی می كرد. او تعدادی شيشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شيشه بر ، شيشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداكن تا اين صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شيشه ها می آيم.

کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: داستان ضرب المثل بشنو و باور نکن, نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:13

صفحه بندی