داستان ضرب المثل به مالت نناز به شبی بند است

خرید بک لینک

این مثل را در مورد كسی می گویند كه به مال و مقامش می بالد و می نازد و مغرور می شود.
مردی بود كه ثروت زیادی داشت به طوری كه حد و حساب نداشت صاحب قصر مجلل غلام و كنیز بود. روزی از روزها با خدم و حشم به حمام رفت. هنگامی كه وارد خزینه حمام شد، غلام مخصوصش قلیان جواهر نشانی را برایش چاق كرد و هر مرتبه كه سر از آب بیرون می آورد قلیان را به دهان او می گذاشت چند پك می زد و دوباره زیر آب می رفت.

کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: داستان ضرب المثل ها,داستان ضرب المثل های قدیمی,داستان ضرب المثل های ایرانی,داستان ضرب المثل مرغ همسایه غازه,داستان ضرب المثل چوب دوسر طلا,داستان ضرب المثل,داستان ضرب المثل شتر دیدی ندیدی,داستان ضرب المثل های معروف,داستان ضرب المثل ایرانی,داستان ضرب المثل جوینده یابنده است, نویسنده: بازدید: 254 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 22:19

صفحه بندی