داستانك/ جرا زنان مي گريند

خرید بک لینک
یک بنده خدایی ، کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب ، دعایی را هم زمزمه می کرد .

نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت: - خدایا ! می شود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟
ناگاه ، ابرى سیاه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق ، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت : چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟

کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: دوشنبه 15 شهريور 1395 ساعت: 2:01

صفحه بندی