داستان ضرب المثل یک خشت هم بگذار در دیگ

خرید بک لینک

عروس خودپسندی ، آشپزی بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگی مي كرد.مادرشوهر پخت و پز را بعهده داشت . يک روز مادرشوهر مريض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند.عروس می خواست پلو بپزد ولی بلد نبود ، پيش خودش فكر كرد.

اگر از كسی نپرسد پلويش خراب می شود و اگر از مادر شوهرش بپرسد آبرويش می رود و او را سرزنش می كند.

پيش مادر شوهرش رفت و سعی كرد طوری سوال كند كه او متوجه نشود كه بلد نيست آشپزی كند.

کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: داستان ضرب المثل ها,داستان ضرب المثل های قدیمی,داستان ضرب المثل مرغ همسایه غازه,داستان ضرب المثل های ایرانی,داستان ضرب المثل,داستان ضرب المثل شتر دیدی ندیدی,داستان ضرب المثل های معروف,داستان ضرب المثل ایرانی,داستان ضرب المثل جوینده یابنده است,داستان ضرب المثل های شیرین فارسی, نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: دوشنبه 15 شهريور 1395 ساعت: 2:32

صفحه بندی