حکایتي زیبا در مورد گوسفند قرباني

خرید بک لینک

مردی داشت گوسفندی را از کامیون پایین می آورد تا آن را برای روز عید قربانی کند،گوسفند از دست مرد جدا شد و فرار کرد. مرد شروع کرد به دنبال کردن گوسفند تا این که گوسفند وارد خانه یتیمان فقیری شد .
عادت مادرشان این بود که هر روز کنار در می ایستاد و منتظر می ماند تا کسی غذا و صدقه ای را برای شان بگذارد و او هم بردارد. همسایه ها هم به آن عادت کرده بودند.


کنگاور فر...

ما را در سایت کنگاور فر دنبال می‌کنید

برچسب: داستانی زیبا در مورد بهداشت,داستانی زیبا درباره ی حجاب,داستانی زیبا در مورد عشق,حکایت زیبا در مورد خدا,حکایتی درباره زیبا زیستن,داستانی زیبا درباره ی عشق به میهن,داستانی زیبا در مورد حجاب,داستانی زیبا در مورد مادر,داستانی زیبا در مورد نماز,داستانی زیبا درباره حجاب, نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:09

صفحه بندی