کنگاور فر

متن مرتبط با «داستانک زیبا» در سایت کنگاور فر نوشته شده است

جوابی زیبا و منطقی از یک استاد افغانستانی به شبهه دلت پاک باشد

  • نیلوبلاگ

    این وبلاگ از دی ماه 1390 تا مرداد 1396 ذر زمینه های سیاسی، خبری،تحلیلی مذهبی،سرگرمی و....فعال بوده و بعداز مرداد 96 به سایت ارتقا داده شد و آدرس جدید http://dehnavi1341.ir/             می باشد[email protected] بخوانید...

    ادامه مطلب
  • داستانک/ تعجب کشیش از آرامش دختر خردسال در هواپیمای در حال سقوط

  • نیلوبلاگ

    کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میu200eرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میu200eرفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد. در جای خویش قرار گرفت. اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمیu200eرسید. مسافران شادمان بودند که سفرشا...

    ادامه مطلب
  • حضرت سلیمان (ع) مورچه ی عاشق(داستانک)

  • ضرب المثل های زیبا درباره ازدواج

  • نیلوبلاگ

    xa0 ضرب المثل زیبا درباره ازدواج ، قضاوت با شماضرب المثل آلمانیxa0 :هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. بقيه در ادامه بخوانيد. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) مردی که به خاطر ”پول” زن می گیرد ، به نوکری میرود. (ضرب المثل فرانسوی) لیاقت دا...

    ادامه مطلب
  • داستانی زیبا از قضاوت امیرالمومنین علی علیه السلام

  • نیلوبلاگ

    زنی که پسر را از خود ندانست او که جوانی نورس بود سراسیمه و شوریده حال در کوچه های مدینه گردش می کرد و پیوستهاز سوز دل به درگاه خدا می نالید و مادر خود راxa0نفرین می نمود و می گفت : xa0 ...

    ادامه مطلب
  • داستان زیبای آزادی

  • نیلوبلاگ

    برای شاهزاده ای تعدادی بردۀ جدید آورده بودند.،بردها در غل و زنجیر های سنگین،سرهای خودراپائین انداخته وایستاده بودند،فقط یکی از آنان شاد به نظر می رسید و حتی زیر لب آهنگی هم زمزمه می کرد.او با وجود اینکه طعم چوب نگهبان را هم چشید ،دست از خواندن بر نداشت. شاهزاده از اوپرسید:ای مرد چطور می توانی با این وضعیت که داری احساس شادی وشعف داشته باشی ما که آزادیم همانند تو احساس خوشبختی نمی کنیم.بردۀ آزاده جواب داد: چرا شاد نباشم؟ شما فقط پاهای مرا به زنجیر کشیده اید اما قلب وروح من آزاد است وکسی نمی تواند...

    ادامه مطلب
  • داستانک / روباه وخروس

  • نیلوبلاگ

    هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین با هم به جماعت نماز بخوانیم.خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم! xa0 ...

    ادامه مطلب
  • اینجا لرستان است ابشار زیبای بیشه

  • چند توصیۀ بسیار زیبا برای آرامش

  • نیلوبلاگ

    اول : تمام عددهای غیرضروری را از زندگیت بیرون بریز!!!!این عددها شامل: سن، قد، وزن و سایز هستند.دوم : با دوستان شاد و سرحال معاشرت کن... سوم: به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش. xa0 ...

    ادامه مطلب
  • حکایتي زیبا در مورد گوسفند قرباني

  • نیلوبلاگ

    مردی داشت گوسفندی را از کامیون پایین می آورد تا آن را برای روز عید قربانی کند،گوسفند از دست مرد جدا شد و فرار کرد. مرد شروع کرد به دنبال کردن گوسفند تا این کهxa0 گوسفند وارد خانه یتیمان فقیری شد .عادت مادرشان این بود که هر روز کنار در می ایستاد و منتظر می ماند تا کسی غذا و صدقه ای را برای شان بگذارد و او هم بردارد. همسایه ها هم به آن عادت کرده بودند. ...

    ادامه مطلب
  • داستانک / آرایشگر...

  • نیلوبلاگ

    در شهری در آمریکا،آرایشگری زندگی میکرد که سالها بچهدار نمیشد.او نذر کرد که اگر بچهدار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! xa0 ...

    ادامه مطلب
  • داستانک/خداوند بر همه طوفانهای زندگیمان توانا و چیره است

  • نیلوبلاگ

    روزی از روزها زن و شوهری با کشتی به مسافرت رفتند. کشتی چند روز را آرام در حرکت بود که ناگهان طوفانی آمد و موج های هولناکی به راه انداخت و کشتی پر از آب میشد و ترس همگان را فراگرفت و ملوان نیز می فهمید که همه در خطرند و نجات از این گرفتاری نیاز به معجزه خداوندی دارد. xa0 ...

    ادامه مطلب