
xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
«اینجا شهر هرت است»، یا «مگر اینجا شهر هِرت است؟»؛ از آن مثلهایی است که در اوضاع مغشوش و پریشان پا به عرصة حیات گذاشته و متولد شده است. شهر هِرت، همان شهر هرات است و هرات، شهری است پرافتخار که یکی از مدفونین در آن، خواجه عبدالله انصاری، عارف مشهور است. روزگاری این شهر تاریخی و هنرپرور، به دست افراد...
ادامه مطلب
به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را دری وری می گویند. این عبارت که در میان عوام بیشتر مصطلح است تا چندی گمان می رفت ریشۀ تاریخی نباید داشته باشد ولی خوشبختانه ضمن مطالعۀ کتب ادبی و تاریخی ریشه و علت تسمیۀ آن به دست آمده که ذیلاً شرح داده می شود. مطالعه و مداقه در تاریخچۀ زبان ف...
ادامه مطلب
در باره ی کسانی که به طور غیر طبیعی و سریع خشمگین شده و با حالتی غیر عادی رفتار می کنند.وقتی کوره های آهنگری برای جدا کردن آهن از سنگ آهن و یا گداختن آهنxa0 روشن می شود، لازم است که درجه ی حرارت کم کم بالا برود تا آهن سرد به تدریج گرم و گداخته و مذاب شود، زیرا آهنی که ناگهان در حرارت شدید قرار بگیرد س...
ادامه مطلب
پیرزن و پیرمردی بودند که فقط دو دختر داشتند.دخترها شوهر کرده و از پیش آنها رفته بودند. روزی از روزها پیرمرد برای سر زدن به دختر ها ودامادهایش ازخانه خارج شد. زن در خانه ماند تا از گاو و گوسفند ها مراقبت کند . پیرمرد سوار خرشد و رفت و رفت تا به دهی که دختر بزرگتر در ان زندگی می کرد،رسید و .... ب...
ادامه مطلب
روزی فرشته ای از فرمان خدا سرپیچی کرد و برای پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد.فرشته از خداوند تقاضای بخشش کرد. خداوند با مهربانی نگاهی به فرشته انداخت و فرمود: من تو را تنبیه نمی کنم، ولی تو باید کفاره گناهت را بپردازی. کاری را به تو محول می کنم، به زمین برو و با ارزش ترین چیز دن...
ادامه مطلب
دوستی تعریف می کرد که حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم. پیشنماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت، مراسم شبهای قدر، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می کرد. اگر ک...
ادامه مطلب
xa0 ضرب المثل زیبا درباره ازدواج ، قضاوت با شماضرب المثل آلمانیxa0 :هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. بقيه در ادامه بخوانيد. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) مردی که به خاطر ”پول” زن می گیرد ، به نوکری میرود. (ضرب المثل فرانسوی) لیاقت دا...
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار امنیتی - دفاعیخبرگزاری تسنیم، صبح امروز دو گروه تروریستی در اقدامی غافلگیرکننده به دو نقطه مهم و حساس کشور حمله تروریستی کردند، یکی مجلس شورای اسلامی و دیگری حرم مطهر امام راحل. در جریان عملیات صبح امروز، ابتدا یک گروه تروریستی در جریان یک درگیری موفق میشود وارد ساختمان مجلس شده و ...
ادامه مطلب
به گزارش شفقنا به نقل ازxa0باشگاه خبرنگاران جوان، ازدواجهایی که در قشر سیاسی جامعه اتفاق میافتد هر کدام در نوع خود جالب توجه هستند. در برخی از این ازدواجها مرد وارد میدان میشود و خواه ناخواه موجبات مطرح شدن بیشتر همسرش را فراهم میکند و یا برعکس، زن پست و مقامی میگیرد و همسرش نیز شناختهتر از گذش...
ادامه مطلب
در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشتمالی بود . از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و اجرت بخور و نمیری می گرفتند . آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند ، بعد به کمک قالبی چوبی ، از گل آماده شده خشت می زدند . xa0 ...
ادامه مطلب
درزمان قديم که يخچال نبود، خنكترين آب قنات در تهران، قناتى بود كه بعدها زندان قصر در آن ساخته و بنا شد. بعد از آن، هركس به زندان مى افتاد، مى گفتند رفته آب خنك بخوره.و اين اصطلاح بعدها شامل همه زندانى هايى شد كه به زندان مى افتادند!!! xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
این عبارت مثلی از نظر معنی و مفهوم استعاره ای با ضرب المثل معروف گنه کرد در بلخ آهنگری مترادف است . مورد استفاده و استعمال آن هنگامی است که قادر زورمندی مرتکب جرم شود ولی ضعیف ناتوانی را مورد مواخذه قرار دهند و از او دیت جرم بستانند. xa0 ...
ادامه مطلب
این مثل را در مورد كسی می گویند كه به مال و مقامش می بالد و می نازد و مغرور می شود.xa0مردی بود كه ثروت زیادی داشت به طوری كه حد و حساب نداشت صاحب قصر مجلل غلام و كنیز بود. روزی از روزها با خدم و حشم به حمام رفت. هنگامی كه وارد خزینه حمام شد، غلام مخصوصش قلیان جواهر نشانی را برایش چاق كرد و هر مرتبه كه سر از آب بیرون می آورد قلیان را به دهان او می گذاشت چند پك می زد و دوباره زیر آب می رفت.xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
در زمانهای دور، مرد خسيسی زندگی می كرد. او تعدادی شيشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شيشه بر ، شيشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداكن تا اين صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شيشه ها می آيم. xa0 ...
ادامه مطلب
چوپانی گله را به صحرا برد ؛ به درخت گردوی تنومندی رسید . از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گرد باد سختی در گرفت ، خواست فرود آید ، ترسید . باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. مستاصل شد... xa0 ...
ادامه مطلب
میگویند شخصی سرکلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد، باعجله دو مسأله را که روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل بردو تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد.هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت. سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد.استاد به کلی مبهوت شد، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.اگر این دانشجو این موضوع را میدانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود ...
ادامه مطلب
در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگرافخانه تأسیس شد اما مردم استقبالی نکردند و کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود.به ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بیمشتری مانده و کارمندانش آنجا بیکار نشسته اند. xa0 ...
ادامه مطلب